از هم اتاقیهام متنفررررررم.
از اینکه تا ظهر میخوابن و توقع دارن تا اون موقع اتاق ساکت و تاریک باشه.
از اینکه افسرده و نالان هستن.
از اینکه خیلی فوضولن و میخان از همه کارام سر در بیارن. اینا بخوان برن بیرون یا برگردن عمرا نمیپرسم کجا میری یا رفتی یا با کی بودی چون برام مهم نیس.
از اینکه خیلی خودخواهن و شبا شوفاژو تا ته روشن میکنن. وقتی هم وسط شب میرم کمش میکنم و بر میگردم سر جام دو دقیقه بعدش پا میشه میره دوباره زیادش میکنه.
حواسشون هم به همه کارای شخصی بقیه هست.
متنفرم ازشون..
منم تصمیم گرفته م فقط حالگیری کنم با روی خوش.!
برچسب:
نویسنده: یلدا فراهانی